
|
زیبایی ها خاطرات روز مره
| ||||||
|
[ سه شنبه هفتم تیر 1390 ] [ 17:32 ] [ مهديه اسلامي ]
[ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 13:11 ] [ مهديه اسلامي ]
[ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 ] [ 20:29 ] [ مهديه اسلامي ]
[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 22:27 ] [ مهديه اسلامي ]
[ یکشنبه نوزدهم تیر 1390 ] [ 14:20 ] [ مهديه اسلامي ]
سلام دوستان اين يك معماست جواب بديد و برام نظر بذاريد اگه اشتباه بود پاسخ اصلي را به شما مي گويم یه روز یه کر یه کور یه لال رفتن مسافرت وسط راه اون که کر بود مرد حالا فرد لال چطوری به فرد کور بگه کره مرده
دوستان این هم یک عکس جالب
![]()
ادامه مطلب [ یکشنبه نوزدهم تیر 1390 ] [ 13:39 ] [ مهديه اسلامي ]
ادامه مطلب [ یکشنبه نوزدهم تیر 1390 ] [ 13:28 ] [ مهديه اسلامي ]
فقر چيست؟فقر ، چيزي را " نداشتن " است، ولي،آن چيز پول نيست ..... طلاو غذا نیست ... فقر، گرسنگي نيست ..... فقر، عرياني هم نيست... فقر، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتۀ يك كتابفروشي مي نشيند ...... فقر، تيغه هاي برندۀ ماشين بازيافت است،كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند... فقر ، كتیبۀ سه هزار سالهای است كه روی آن یادگاری نوشتهاند... فقر، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود ..... فقر ، همه جا سر میكشد ... فقر، شب را " بي غذا " سر كردن نيست فقر، روز را " بي انديشه" به سر بردن است..... . افلاطون: ريشۀ همۀ بدبختيها ناداني است
سلام این یک عکس عجیب از یک درخت عجیب است برای دیدن ادام به ادامه ی مطلب مراجه کنید
ادامه مطلب [ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ] [ 14:14 ] [ مهديه اسلامي ]
[ شنبه یازدهم تیر 1390 ] [ 18:7 ] [ مهديه اسلامي ]
شیر یا خط دانشجویی :
اگه شیر اومد میخوابم !
اگر خط اومد فیلم میبینم !
اگه راست ایستاد درس میخونم !!
تعریف مراقب :
موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد !
سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میکند !
گالری ضدحال ! موجودی که روی سینه اش نوشته شده : من مراقبم،شما چطور!؟
یک نوع تله موش زنده !
[ شنبه یازدهم تیر 1390 ] [ 17:47 ] [ مهديه اسلامي ]
طبق این قاعده اسم خودتون رو به ژاپنی پیدا کنید.
![]() A-ka B-tu C-mi D-te E-ku F-lu G-ji H-ri I-ki J-zu K-me L-ta M-rin N-to O-mo P-no Q-ke R-shi S-ari T-s U-do V-ru W-mei
Y-fu Z-zi ادامه مطلب [ پنجشنبه نهم تیر 1390 ] [ 12:5 ] [ مهديه اسلامي ]
در خواب دیدم با خدا گفت و گویی داشتم.خدا گفت:پس میخواهی با من حرف بزنی؟گفتم:اگر وقت داشته باشید.خدا لبخند زد:وقت من ابدی است.سوالاتی را که در ذهن داری بپرس.پرسیدم چه چیز در انسان ها شما را متعجب میکند؟گفت:این که آن ها از بودن در دوران کودکی ملول میشوند.عجله دارند که زود بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را میخورند.این که سال ها وقت و سلامتیشان را صرف به دست آوردن پول میکنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.این که با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموششان میشود.آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.طوری زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد و طوری می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.
بعد پرسیدم:به عنوان خالق انسان ها میخواهید آنها چه درس هایی از زندگی یاد بگیرند؟خدا پاسخ داد:یاد بگیرند که نمیتوان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد اما میتوان محبوب دیگران شد.یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد.یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه میتوانند زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان دارند ایجاد کنند و سالها وقت لازم خواهد بود که آن زخم التیام یابد.با بخشیدن،بخشش یاد بگیرند.یاد بگیرند که بدانند کسانی هستند که آن ها را عمیقا دوست دارند اما نمیتوانند احساسشان را ابراز کنند.یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.یاد بگیرن که همیشه کافی نیست که دیگران آن ها را ببخشند بلکه خودشان نیز باید گاهی خودشان را ببخشند. ویاد بگیرند که من اینجا کنارشان هستم... همیشه..... با عرض سلام دوستان این مطلب را از وب دیگری گرفتم که آدرسش را اشتباهی پاک کردم بازم معذرت
ادامه مطلب [ سه شنبه هفتم تیر 1390 ] [ 16:17 ] [ مهديه اسلامي ]
گفتم:خدایاازهمه دلگیرم گفت:حتی ازمن؟
گفتم:خدایادلم راربودند گفت:پیش ازمن؟
گفتم خدایا:چقدردوری گفت:تویامن؟
گفتم خدایا:تنهاترینم گفت:باوجودمن؟
گفتک:خدایاکمک خواستم گفت:ازغیرمن؟
گفتم خدایا:دوستت دارم گفت بیش ازمن؟ روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
![]() ادامه مطلب [ سه شنبه هفتم تیر 1390 ] [ 15:29 ] [ مهديه اسلامي ]
امتحان سخت سربازی که پس از جنگ ویتنام می خواست به خانه برگردد ، در تماسی تلفنی از سانفرانسیسکو به والدینش گفت : " پدر و مادر عزیزم، جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه برگردم. ولی خواهشی از شما دارم . دوستی دارم که مایلم او را به خانه بیاورم . " والدین او در پاسخ گفتند :ما با کمال میل مشتاقیم که او را ملاقات کنیم . پسر ادامه داد: " ولی لازم است موضوعی را در مورد او بدانید. او در جنگ به شدت آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یک دست و یک پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد. بنابراین می خواهم اجازه دهید او با ما زندگی کند." والدین گفتند : پسر عزیزم شنیدن این موضوع برای ما بسیار تأسف بار است؛ شاید بتوانیم به او کمک کنیم که جایی برای زندگی پیدا کند. پسر گفت : "نه من می خواهم او با ما زندگی کند." والدین گفتند: تو متوجه نیستی . فردی با این شرایط موجب دردسر ما خواهد شد. ما فقط مسئول زندگی خودمان هستیم و نمی توانیم اجازه دهیم مشکل فرد دیگری زندگی ما را دچار اختلال کند. بهتر است به خانه برگردی و او را فراموش کنی. دوستت راهی برای ادامه زندگی خواهد یافت. در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع کرد و والدین او دیگر چیزی نشنیدند. چند روز بعد پلیس سانفرانسیسکو به خانواده پسر اطلاع داد که فرزندشان در سانحه سقوط از یک ساختمان بلند جان باخته است که مشکوک به خود کشی می باشد. پدر و مادر سراسیمه به سمت سانفرانسیسکو مراجعه کردند و برای شناسایی جسد به پزشکی قانونی رفتند . آنها فرزند را شناختند و به موضوعی پی بردند که تصورش را هم نمی کردند. فرزند آنها فقط یک دست و یک پا داشت.
[ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 18:4 ] [ مهديه اسلامي ]
![]() روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند.
انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد. همه پنهان شدند الا نیوتون ... نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین. انیشتین شمرد 97, 98, 99..100… او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.
انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سک سک) نیوتون بیرون( سک سک) نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!! ... تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ... . . . . . . . . . . نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ... که من رو،نیوتون بر متر مربع میکنه ......... و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد بنابراین من "پاسکالم" پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک) !!!
[ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 17:56 ] [ مهديه اسلامي ]
[ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 15:27 ] [ مهديه اسلامي ]
[ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 13:10 ] [ مهديه اسلامي ]
سلام دوستان! من این مطلب رو توی یک مجله خوندم و خیلی خوشم اومد. مطلب خیلی قشنگیه، حتما بخونین! روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب [ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 19:29 ] [ مهديه اسلامي ]
[ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 13:43 ] [ مهديه اسلامي ]
معلمــــــــ ـــــــ بـــــا عصبانيتـــــــــ دفتر رو روي مــــــــيـــــــــز كوبــيـد و داد زد: ( ســــــــــارا ؟ ) اونوقت ميشه براي خواهرمـــــ شيــــر خشكــــــ بخريمـــــ كه شب تـــــا صبح گريه نكنه ... اونوقت ، اونوقت قول داده اگه پولي موند بـــراي من همــــ يه دفتر بخره كه من دفترهـــــاي داداشمــــــ رو پاكــــــ نكنمـــ و توش بنويسمـ. معلم صندليش رو به سمت تخته چرخوند و بـــــــا ترحمــــ گفت : ( بشين سارا ) و كاسه اشكــ چشمش ، روي گونه هاش خالي شد.
ادامه مطلب [ چهارشنبه یکم تیر 1390 ] [ 14:56 ] [ مهديه اسلامي ]
مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه اگه خنگ باشی تو وقت معلمو. [ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ] [ 17:3 ] [ مهديه اسلامي ]
[ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ] [ 15:36 ] [ مهديه اسلامي ]
[ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ] [ 15:27 ] [ مهديه اسلامي ]
[ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ] [ 15:15 ] [ مهديه اسلامي ]
[ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ] [ 14:16 ] [ مهديه اسلامي ]
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدرآرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری. قتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو ۱۰۰۰ دلیل برای خندیدن به اون نشون بده *چهار چیز است که قابل بازیابی نیست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپری شدن. رسول خدا (ص) می فرمایند:" علم و دانش گنجینه هایی هستند که پرسش و سوال کردن کلید آنهاست. " براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است اول پشتكار دوم پشتكار، سوم پشتكار. نها دلیلی که باعث می شود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که میخواهد دقیقاً مثل تو باشد وقتی خیال میکنی که دنیا به تو پشت کرده، یه خرده فکر کن، شاید این تو هستی که پشت به دنیا کردهای هیچ وقت نگو وقت نداری. به شما همان مقدار زمان داده شده که به: پرفسور حسابي ، كمال الملك ، لئوناردو داوینچی ، بو علي سينا ، مولانا و آلبرت انیشتین. دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم. راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود. هم این نیست که قشنگ باشی ... ،قشنگ این است که مهم باشی !شما ممکن است بتوانید گلی را زیر پا لگدمال کنید، اما محال است بتوانید عطر آنرا در فضا محو سازید وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد مرا دوست بدار،اندکی ولی طولانی! از حضرت عیسی(ع) پرسیدند که سخت ترین چیز در هستی چیست؟ گفت: خشم خدا. گفتند: از این خشم چگونه امان یابیم. گفت: ترک خشم خویش کنید تا ایمن از خشم خدا شوید. زیباترین توصیف مزیباترین توصیف مادر: خانم ها آقايان به شما توصيه مي كنم كه مطالب خنده دار را حتما بخوانيد مطالب خنده دار ادامه مطلب [ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ] [ 14:14 ] [ مهديه اسلامي ]
[ دوشنبه سی ام خرداد 1390 ] [ 16:2 ] [ مهديه اسلامي ]
![]() ![]() [ دوشنبه سی ام خرداد 1390 ] [ 14:28 ] [ مهديه اسلامي ]
[ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 ] [ 20:46 ] [ مهديه اسلامي ]
[ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 ] [ 19:39 ] [ مهديه اسلامي ]
|
|||||
| [ طراحی : تمزها ] [ Weblog Themes By : Themzha] | ||||||